تبلیغات

Image and video hosting by TinyPic 

الله ابهی
صلح جهانی دوم! (قسمت سوم) | دیانت بهائی ,

صلح جهانی دوم!

 

در قسمتهای قبل،مختصراً اشاره نمودم که صلح یک جریان همیشگی بوده است که همواره ذهن بشر را اسیر زیبایی های انتزاعی خویش نموده است. در تقابل با جنگ و در کشمکش با نزاع و جدال، همیشه چشمِ انتظار بشر بر درهای طلایی آرمانی صلح دوخته شده است و همگان منتظرند  تا ببینند که زمان گشایش آنها چه هنگام خواهد بود؟

چه انتظار بیهوده ای!

امیدوارم نپرسید چرا! چرا که در قسمت ابتدائی اشاره نمودم که تحقق صلح بر مبنای 2 جریان کلّی استوار است. اولی را روح تاریخ نامیدم و دیگری را میل بشر عنوان نمودم.

پس از آن اشاره کردم ،مادامی که ذهن بشر با صلح جهانی اول یا همان باور مفهوم صلح اخت نشده باشد، حتی اگر روح تاریخ نیز مسبّب ایجاد صلح جهانی دوم گردد،ما از درک آن عاجزیم. دقیقا به مانند طفلی 5 ساله که به او مدرک دکترای جامعه شناسی را اعطا نمائیم. آیا چیزی از آن سر در می آورد؟ و یا اینکه آیا چنین مدرکی به دردش خواهد خورد؟

پس این خود ما انسانها هستیم که با تبلور یک قوّهء نیرومند،امّا اکثرا خاموش در طول تاریخ، یعنی قوّهء اراده خواهیم توانست، آمادگی لازم را جهت پرورش ذهنی خود با تحقق جریان صلح بارور سازیم. قوّهء اراده ای که هر کجا در طول تاریخ پدید آمد، موجبات شکل گیری جریانات بدیعی را در بستر زندگی بشر فراهم نمود. آیا انقلاب روشنفکری نمی تواند مصداق مناسبی برای این مدّعا باشد؟

پس اگر منتظریم تا عدّ ه ای از کرهء صلح بیایند و ما را با آرمانهای دنیای خویش آشنا سازند، اگر منتظریم که هر چند قرن یکبار، پیامبرانی بر انگیخته گردند و با خود میوه های خوش طعم صلح را برایمان به ارمغان بیاورند، اگر منتظریم که... ایمان داشته باشیم که پیشینیان ما نیز منتظر بودند امّا تحفهء گرانبهایی نصیبشان نگشت.

چه آنهایی که غرق در مواضیع دینی گشتند و از اصل دین وآموزه های آن باز ماندند، چه آنهایی که خود را از دین سوا و اسیر پای در بند علم محض نمودند و چه آنهایی که هر دوی این موارد را به گوشه ای انداخته و خود آسوده در گوشه ای دگر چشم بر گذر زمان دوخته اند، جملگی علاوه بر آنکه کوچکترین کمکی به پیشبرد چنین آرمان تاریخی ای ننمودند، که همچون سدّی نا متوازن،حتّی مانع حرکتهای خودخواستهء روح تاریخ نیز گشته اند.

براستی ما آدمیان تا به کی می خواهیم چنین تصوّر نمائیم که محبّت را باید از مریخ بیابیم، عشق را باید در عطارد بجوییم، دوستی و صداقت و صلح و ... را در ماه و خورشید و ستارگان جستجو نمائیم و در نهایت،معنای زندگی را در دنیای بعد درک نمائیم؟!

لحظه ای منصفانه به خودتان بیاندیشید، نه به خورشید،نه به ماه و نه به .... آیا تمام موارد بالا را در خود نمی یابید؟ آیا این ما انسانها نیستیم که داشته هایمان را از خود دور می کنیم و درنهایت با اشاعهء طرح هایی به قدمت چندین قرن، در قالب مکاتب متعدّد بی شمار، دستگاه های عقلی و... می خواهیم آنها را باز یابیم؟

ایمان داشته باشیم که صلح جهانی اول و دوم، مصداق همین مساله می باشند،ولی اکنون که آنها را از خود دور نموده ایم، تنها با توسّل به اراده ای پولادین و شناخت روح تاریخ و... می توانیم در وهلهء ابتدائی سیر حرکتی صلح جهانی اول را باز یابیم و در ادامهء آن، خودمان،جامعهء مان و دنیایمان را برای رویارویی و پذیرش بی چون و چرای صلح جهانی دوم مهیّا سازیم.

 

باشد که در آن روز باشیم!


ارسال شده توسط آزاد اندیش در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 09:08 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ خانم من بهایی است+ من از راه خود کوشش می‌کنم و تو از راه خودت+ نامه ای به رئیس جمهور+ کتاب تاریخ و جناب محمودنژاد+ بهائیت آنگونه که شما می خواهید!+ یك كلمه هم از مادر عروس بشنو+ صلح جهانی دوم! (قسمت سوم)+ صلح جهانی دوم! (قسمت دوم)+ صلح جهانی دوم!+ کلامم با تو است ای تاریخ+ بهائی لوژی+ منزل شما کجاست؟+ زندگی نامه یک شهید بهائی+ معنای واقعی قیامت+ تساوی حقوق زن و مرد

صفحات: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...